مسولیت مدنی - شورای حل اخثلاف
|
* قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مسووليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث ![]() قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مسووليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث: ماده۱ـ كليه دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني و ريلي اعم از اين كه اشخاص حقيقي يا حقوقي باشند مكلفند وسائل نقليه مذكور را در قبال خسارت بدني و مالي كه در اثر حـوادث وسـايل نقـليه مزبور و يا يـدك و تريلر مـتصل به آنها و يا مـحمولات آنها به اشخاص ثالث وارد ميشود حداقل به مقدار مندرج در ماده (۴) اين قانون نزد يكي از شـركتهاي بيـمه كه مجـوز فعاليت در اين رشته را از بيمه مركزي ايران داشته باشد، بيمه نمايند. تبصره۱ـ دارنده از نظر اين قانون اعم از مالك و يا متصرف وسيله نقليه است و هركدام كه بيمه نامه موضوع اين ماده را تحصيل نمايد تكليف از ديگري ساقط ميشود. تبصره۲ـ مسووليت دارنده وسيله نقليه مانع از مسووليت شخصي كه حادثه منسوب به فعل يا ترك فعل او است نميباشد. در هر حال خسارت وارده از محل بيمهنامه وسيله نقليه مسبب حادثه پرداخت ميگردد. تبصره۳ـ منظور از خسارت بدني، هر نوع ديه يا ارش ناشي از صدمه، شكستگي، نقص عضو، ازكارافتادگي (جزئي يا كلي ـ موقت يا دائم) يا ديه فوت شخص ثالث به سبب حوادث مشمول بيمه موضوع اين قانون است. هزينه معالجه نيز چنانچه مشمول قانون ديگري نباشد، جزء تعهدات بيمه موضوع اين قانون خواهدبود. تبصره۴ـ منظور از خسارت مالي، زيانهايي ميباشد كه به سبب حوادث مشمول بيمه موضوع اين قانون به اموال شخص ثالث وارد شود. تبصره۵ ـ منظور از حوادث مذكور در اين قانون، هرگونه سانحهاي از قبيل تصادم، تصادف، سقوط، واژگوني، آتشسوزي و يا انفجار وسايل نقليه موضوع اين ماده و نيز خسارتي است كه از محمولات وسايل مزبور به اشخاص ثالث وارد شود. تبصره۶ ـ منظور از شخص ثالث، هر شخصي است كه به سبب حوادث وسايل نقليه موضوع اين قانون دچار زيانهاي بدني و يا مالي شود به استثناء راننده مسبب حادثه. ماده۲ـ شركتهاي بيمه مكلفند طبق مقررات اين قانون آئيننامههاي مربوط به آن، با دارندگان وسايل نقليه موضوع ماده (۱) اين قانون قرارداد بيمه منعقد نمايند. ماده۳ـ از تاريخ انتقال وسيله نقليه كليه تعهدات ناشي از قرارداد بيمه موضوع اين قانون به منتقلاليه وسيله نقليه منتقل ميشود و انتقال گيرنده تا پايان مدت قرارداد بيمه، بيمهگذار محسوب خواهدشد. ماده۴ـ حداقل مبلغ بيمه موضوع اين قانون در بخش خسارتبدني معادل حداقل ريالي ديه يك مرد مسلمان در ماههاي حرام و در بخش خسارت مالي معادل حداقل دو و نيم درصد (۵/۲%) تعهدات بدني خواهدبود. بيمهگذار ميتواند براي جبران خسارتهاي بدني و مالي بيش از حداقل مزبور، بيمه اختياري تحصيل نمايد. تبصره۱ـ در صورتي كه در يك حادثه، مسوول آن به پرداخت بيش از يك ديه به هر يك از زيانديدگان محكوم شود، بيمهگر موظف به پرداخت تمامي ديههاي متعلقه خواهدبود. تبصره۲ـ بيمهگر موظف است در ايفاء تعهدات مندرج در اين قانون خسارت وارده به زيانديدگان را بدون لحاظ جنسيت و مذهب تا سقف تعهدات بيمهنامه پرداخت نمايد. مبلغ مازاد بر ديه تعيينشده از سوي محاكم قضائي، بهعنوان بيمه حوادث محسوب ميگردد. ماده۵ ـ بيمهگر ملزم به جبران خسارتهاي وارد شده به اشخاص ثالث تا حد مذكور در بيمهنامه خواهدبود. در حوادث رانندگي منجر به جرح يا فوت كه به استناد گزارش كارشناس تصادفات راهنمايي و رانندگي يا پليس راه علت اصلي وقوع تصادف يكي از تخلفات رانندگي حادثهساز باشد بيمهگر موظف است خسارت زيانديده را بدون هيچ شرطي پرداخت نمايد و پس از آن ميتواند جهت بازيافت يك درصد (۱%) از خسارتهاي بدني و دو درصد (۲%) از خسارتهاي مالي پرداخت شده به مسبب حادثه مراجعه نمايد. در صورتي كه به موجب گزارش كارشناس تصادفات راهنمايي و رانندگي يا پليس راه علت اصلي وقوع تصادف يكي از تخلفات رانندگي حادثهساز باشد گواهينامه راننده مسبب حادثه از يك تا سه ماه توقيف ميشود و رانندگي در اين مدت ممنوع و در حكم رانندگي بدون گواهينامه است. تبصره ـ مصاديق و عناوين تخلفات رانندگي حادثهساز به پيشنهاد وزير كشور و تصويب هيات وزيران مشخص ميشود. ماده۶ ـ در صورت اثبات عمد راننده در ايجاد حادثه توسط مراجع قضائي و يا رانندگي در حالت مستي يا استعمال مواد مخدر يا روانگردان موثر در وقوع حادثه، يا در صورتي كه راننده مسبب فاقد گواهينامه رانندگي باشد يا گواهينامه او متناسب با نوع وسيله نقليه نباشد شركت بيمه موظف است بدون اخذ تضمين، خسارت زيانديده را پرداخت نموده و پس از آن ميتواند به قائممقامي زيانديده از طريق مراجع قانوني براي استرداد تمام يا بخشي از وجوه پرداخت شده به شخصي كه موجب خسارت شده است مراجعه نمايد. ماده۷ـ موارد زير از شمول بيمه موضوع اين قانون خارج است: ۱ـ خسارت وارده به وسيله نقليه مسبب حادثه. ۲ـ خسارت وارده به محمولات وسيله نقليه مسبب حادثه. ۳ـ خسارت مستقيم و يا غيرمستقيم ناشي از تشعشعات اتمي و راديواكتيو. ۴ـ خسارت ناشي از محكوميت جزائي و يا پرداخت جرائم. ماده۸ ـ تعرفه حق بيمه و نحوه تقسيط و تخفيف در حق بيمه بيمه موضوع اين قانون با رعايت نوع و خصوصيات وسيله نقليه و فهرست تخلفات حادثهساز و ضريب خسارت اين رشته توسط بيمه مركزي ايران تهيه و پس از تاييد شوراي عالي بيمه به تصويب هيات وزيران خواهدرسيد. ماده۹ـ پوششهاي بيمه موضوع اين قانون محدود به قلمرو جمهوري اسلامي ايران ميباشد مگر آنكه در بيمهنامه به نحو ديگري توافق شده باشد. ماده۱۰ـ به منظور حمايت از زيانديدهگان حوادث رانندگي، خسارتهاي بدني وارد به اشخاص ثالث كه به علت فقدان يا انقضاء بيمهنامه، بطلان قرارداد بيمه، تعليق تامين بيمهگر، فرار كردن و يا شناخته نشدن مسوول حادثه و يا ورشكستگي بيمهگر قابل پرداخت نباشد يا به طوركلي خسارتهاي بدني خارج از شرايط بيمهنامه (به استثناء موارد مصرح در ماده (۷)) توسط صندوق مستقلي به نام صندوق تامين خسارتهاي بدني پرداخت خواهد شد. مدير صندوق به پيشنهاد رئيس كل بيمه مركزي ايران و تصويب مجمع عمومي و با حكم رئيس مجمع عمومي منصوب ميگردد. مجمع عمومي صندوق با عضويت وزراء امور اقتصادي و دارايي، بازرگاني، كار و امور اجتماعي و دادگستري و رئيس كل بيمه مركزي ايران حداقل يك بار در سال تشكيل ميشود. بودجه، ترازنامه و خط مشي صندوق به تصويب مجمع خواهد رسيد. متن كامل ترازنامه صندوق از طريق روزنامه رسمي و يكي از جرايد كثيرالانتشار منتشر خواهد شد. تبصره۱ـ ميزان تعهدات صندوق براي جبران خسارتهاي بدني معادل مبلغ مقرر در ماده (۴) اين قانون و تبصره ذيل آن خواهد بود. تبصره۲ـ مركز صندوق تهران است و در صورت لزوم ميتواند با تصويب مجمع عمومي صندوق در مراكز استانها شعبه ايجاد يا نمايندگي اعطاء نمايد. تبصره۳ـ هزينههايي كه بيمه مركزي ايران براي اداره صندوق متحمل ميگردد حداكثر تا سه درصد (۳%) از درآمدهاي سالانه صندوق از محل منابع درآمد آن پرداخت خواهد شد. ماده۱۱ـ منابع مالي صندوق تامين خسارتهاي بدني به شرح زير است: الف ـ پنج درصد (۵%) از حق بيمه بيمه اجباري موضوع اين قانون. ب ـ مبلغي معادل حداكثر يك سال حق بيمه بيمه اجباري كه از دارندگان وسايل نقليهاي كه از انجام بيمه موضوع اين قانون خودداري نمايند وصول خواهد شد. نحوه وصول و تقسيط مبلغ مذكور و ساير ضوابط لازم اين بند به پيشنهاد بيمه مركزي ايران به تصويب مجمع عمومي صندوق خواهد رسيد. ج ـ مبالغي كه صندوق پس از جبران خسارت زيانديدگان بتواند از مسوولان حادثه وصول نمايد. د ـ درآمد حاصل از سرمايهگذاري وجوه صندوق. هـ ـ بيست درصد (۲۰%) از جرائم وصولي راهنمايي و رانندگي در كل كشور. و ـ بيست درصد (۲۰%) از كل هزينههاي دادرسي و جزاي نقدي وصولي توسط قوه قضائيه. ز ـ جرائم موضوع ماده (۲۸) اين قانون. ح ـ كمكهاي اعطائي از سوي اشخاص مختلف. تبصره۱ـ در صورت كمبود منابع مالي صندوق، دولت موظف است در بودجه سنواتي سال بعد كسري منابع صندوق را تامين نمايد. تبصره۲ـ درآمدهاي صندوق از ماليات و هرگونه عوارض معاف ميباشد. تبصره۳ـ صندوق از پرداخت هزينههاي دادرسي و اوراق و حقالاجراء معاف ميباشد. تبصره۴ـ اسناد مربوط به مطالبات و پرداختهاي خسارت صندوق تامين خسارتهاي بدني در حكم اسناد لازمالاجراء است. تبصره۵ ـ عدم پرداخت حقوق قانوني صندوق تامين خسارتهاي بدني از سوي شركتهاي بيمه در حكم دخل و تصرف غيرقانوني در وجوه عمومي ميباشد. تبصره ۶ ـ مصرف درآمدهاي صندوق در مواردي به جز موارد مصرح در اين قانون ممنوع بوده و در حكم تصرف غيرقانوني در وجوه عمومي ميباشد. تبصره۷ـ به منظور ترويج فرهنگ بيمه و پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي آن دسته از دارندگان وسايل نقليه مشمول بيمه اجباري موضوع اين قانون كه ظرف مدت چهار ماه از تاريخ لازمالاجراء شدن اين قانون نسبت به خريد بيمهنامه اقدام نمايند از پرداخت جريمه موضوع بند « ب» اين ماده معاف خواهند بود. ماده۱۲ـ صندوق مجاز است موجوديهاي نقدي مازاد خود را نزد بانكها سپردهگذاري و يا اوراق مشاركت خريداري نمايد مشروط بر آنكه سرمايهگذاريهاي مذكور به نحوي برنامهريزي و انجام شود كه همواره امكان پرداخت خسارت كامل به زيانديدگان مشمول تعهدات صندوق وجود داشته باشد. ماده۱۳ـ چگونگي اداره صندوق به پيشنهاد بيمه مركزي ايران و با تاييد وزير امور اقتصادي و دارايي به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد. ماده۱۴ـ اشخاص ثالث زيانديده حق دارند با ارائه مدارك لازم براي دريافت خسارت به طور مستقيم حسب مورد به شركت بيمه مربوط و يا صندوق تامين خسارتهاي بدني مراجعه نمايند. دستورالعمل اجرائي اين ماده توسط بيمه مركزي ايران تهيه و به پيشنهاد وزير امور اقتصادي و دارايي به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد. ماده۱۵ـ بيمهگر موظف است حداكثر پانزده روز پس از دريافت مدارك لازم، خسارت متعلقه را پرداخت نمايد. ماده۱۶ـ در حوادث رانندگي منجر به صدمات بدني غير از فوت، بيمهگر وسيله نقليه مسبب حادثه و يا صندوق تامين خسارتهاي بدني حسب مورد موظفند پس از دريافت گزارش كارشناس راهنمايي و رانندگي و يا پليس راه و در صورت لزوم گزارش ساير مقامات انتظامي و پزشكي قانوني بلافاصله حداقل پنجاه درصد (۵۰%) از ديه تقريبي را به اشخاص ثالث زيانديده پرداختنموده و باقيمانده آن را پس از معين شدن ميزان قطعي ديه بپردازند. تبصره ـ در حوادث رانندگي منجر به فوت، شركتهاي بيمه ميتوانند در صورت توافق با راننده مسبب حادثه و ورثه متوفي، بدون نياز به راي مراجع قضائي، ديه و ديگر خسارتهاي بدني وارده را پرداخت نمايند. ماده۱۷ـ در حوادث رانندگي منجر به خسارت مالي، پرداخت خسارت به صورت نقدي و با توافق زيانديده و شركت بيمه مربوط صورت ميگيرد. در صورت عدم توافق طرفين در خصوص ميزان خسارت قابل پرداخت، شركت بيمه موظف است وسيله نقليه خسارتديده را در تعميرگاه مجاز و يا تعميرگاهي كه مورد قبول زيانديده باشد تعمير نموده و هزينههاي تعمير را تا سقف تعهدات مالي مندرج در بيمهنامه مذكور پرداخت نمايد. تبصره ـ در صورتي كه اختلاف از طرق مذكور حل و فصل نشود موضوع بدون رعايت تشريفات آئين دادرسي در كميسيون حل اختلاف تخصصي مركب از يك نفر قاضي با معرفي رئيس دادگستري محل يك نفر كارشناس بيمه با معرفي اتحاديه (سنديكاي) بيمهگران ايران و تاييد بيمه مركزي ايران و يك نفر كارشناس رسيدگي به تصادفات با معرفي پليس راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي مورد رسيدگي قرار ميگيرد و راي اين كميسيون قطعي و ظرف بيست (۲۰) روز قابل اعتراض در دادگاههاي عمومي است. ضوابط مربوط به نحوه تشكيل اين كميسيونها توسط وزارت دادگستري و با همكاري بيمه مركزي ايران و نيروي انتظامي تهيه و به تصويب رئيس قوه قضائيه خواهد رسيد. ماده۱۸ـ شركتهاي بيمه مكلفند خسارت مالي ناشي از حوادث رانندگي موضوع اين قانون را در مواردي كه وسايل نقليه مسبب و زيانديده در زمان حادثه داراي بيمهنامه معتبر بوده و بين طرفين حادثه اختلافي وجود نداشته باشد، حداكثر تا سقف تعهدات مالي مندرج در ماده (۴) اين قانون بدون اخذ گزارش مقامات انتظامي پرداخت نمايند. ماده۱۹ـ حركت وسايل نقليه موتوري زميني بدون داشتن بيمهنامه موضوع اين قانون ممنوع است. كليه دارندگان وسايل مزبور مكلفند سند حاكي از انعقاد قرارداد بيمه را هنگام رانندگي همراه داشته باشند و در صورت درخواست ماموران راهنمايي و رانندگي و يا پليس راه ارائه نمايند. ماموران راهنمايي و رانندگي و پليس راه موظفند وسايل نقليه فاقد بيمهنامه موضوع اين قانون را تا هنگام ارائه بيمهنامه مربوط در محل مطمئني متوقف نموده و راننده متخلف را به پرداخت جريمه تعيين شده ملزم نمايند. آئيننامه مربوط به نحوه توقيف وسايل نقليه فاقد بيمهنامه شخص ثالث ظرف سه ماه پس از تصويب اين قانون توسط وزارت كشور با همكاري وزارتخانههاي راه و ترابري و دادگستري و بيمه مركزي ايران تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد. تبصره۱ـ بيمه مركزي ايران و شركتهاي بيمه موظفند ترتيبي اتخاذ نمايند كه با الصاق برچسب يا استفاده از ابزارهاي مناسب ديگر، امكان شناسايي وسايل نقليه موتوري زميني فاقد بيمهنامه موضوع اين قانون، براي ماموران راهنمايي و رانندگي و يا پليس راه تسهيل گردد. دارندگان وسايل نقليه مذكور ملزم به بهكارگيري ابزارهاي فوق ميباشند. تبصره۲ـ دادن بار يا مسافر و يا ارائه هرگونه خدمات به دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني فاقد بيمهنامه شخص ثالث معتبر، از سوي شركتها و موسسات حمل و نقل بار و مسافر درونشهري و برونشهري ممنوع است. نظارت بر حسن اجراء اين تبصره بر عهده وزارتخانههاي كشور و راه و ترابري ميباشد تا حسب مورد شركتها و موسسات متخلف را به مراجع ذيصلاح معرفي و تا زمان صدور راي از ادامه فعاليت آنها جلوگيري به عمل آورند. تبصره۳ـ ارائه هرگونه خدمات به دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني فاقد بيمهنامه شخص ثالث معتبر، توسط راهنمايي و رانندگي، دفاتر اسناد رسمي و سازمانها و نهادهاي مرتبط با امر حمل و نقل ممنوع ميباشد. دفاتر اسناد رسمي مكلفند هنگام تنظيم هرگونه سند در مورد وسايل نقليه موتوري زميني موضوع اين قانون، مشخصات بيمهنامه شخص ثالث آنها را در اسناد تنظيمي درج نمايند. ماده۲۰ـ دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني كه از خارج وارد ايران ميشوند در صورتي كه خارج از كشور مسووليت خود را نسبت به حوادث ناشي از وسايل نقليه موضوع اين قانون به موجب بيمهنامهاي كه از طرف بيمه مركزي ايران معتبر شناخته ميشود بيمه نكرده باشند، مكلفند هنگام ورود به مرز ايران مسووليت خود را بيمه نمايند. همچنين دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني ايراني كه از كشور خارج ميشوند موظفند هنگام خروج، مسووليت خود را در مقابل خساراتيكه بر اثر حوادث وسيله نقليه مذكور به سرنشينان آن وارد شود تا حد ديه يك مرد مسلمان در ماههاي حرام بيمه نمايند در غير اينصورت از تردد وسايل مزبور توسط مراجع ذيربط جلوگيري به عمل خواهد آمد. ماده۲۱ـ محاكم قضائي موظفند در حوادث رانندگي منجر به خسارت بدني، بيمهنامه شخص ثالثي را كه اصالت آن از سوي شركت بيمه ذيربط كتباً مورد تاييد قرار گرفته است تا ميزان مندرج در بيمهنامه به عنوان وثيقه قبول نمايند. ماده۲۲ـ محاكم قضائي مكلفند در جلسات رسيدگي به دعاوي مربوط به حوادث رانندگي، حسب مورد شركت بيمه ذيربط و يا صندوق تامين خسارتهاي بدني را جهت ارائه نظرات و مستندات خود دعوت نمايند و پس از ختم دادرسي يك نسخه از راي صادره را به آنها ابلاغ كنند. ماده۲۳ـ ادارات راهنمايي و رانندگي و پليس راه موظفند نسخهاي از گزارش مربوط به حوادث رانندگي منجر به خسارات بدني ناشي از وسايل نقليه موضوع اين قانون را علاوه بر ذينفع، حسب مورد به بيمهگر مربوط و يا صندوق تامين خسارتهاي بدني ارسال نمايند. ماده۲۴ـ نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران موظف است ترتيبي اتخاذ نمايد كه امكان دسترسي به بانكهاي اطلاعاتي آن نيرو در ارتباط با مواردي از قبيل مشخصات وسايل نقليه موتوري زميني، گواهينامههاي صادر شده و همچنين سوابق تخلفات و تصادفات رانندگان، از طريق سيستم رايانهاي براي بيمه مركزي ايران و شركتهاي بيمهگر فراهم گردد. ماده۲۵ـ شركتهاي بيمه مجاز به فعاليت در رشته بيمه موضوع اين قانون موظفند با استفاده از تجهيزات و سيستمهاي رايانهاي مناسب، كليه اطلاعات مورد نياز بيمه مركزي ايران در رابطه با بيمهنامههاي صادرشده و خسارتهاي مربوط به آنها را به صورت مستمر به بيمه مركزي ايران منتقل نمايند. ماده۲۶ـ بيمه مركزي ايران موظف است ترتيبي اتخاذ نمايد كه امكان دسترسي به اطلاعات مذكور در مواد (۲۴) و (۲۵) اين قانون براي كليه شركتهاي بيمه ذيربط و نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران فراهم گردد. ماده۲۷ـ شركتهاي بيمه موظفند بيست درصد (۲۰%) از سود عمليات بيمهاي خود در بخش بيمه شخص ثالث وسايل نقليه موضوع اين قانون را به حسابي كه از طرف بيمه مركزي ايران تعيين ميشود واريز نمايند. بيمه مركزي ايران موظف است باهمكاري وزارت راه و ترابري و راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، مبالغ مذكور را در اموري كه موجب كاهش حوادث رانندگي و خسارتهاي ناشي از آن ميشود هزينه نمايد. نحوه تعيين سود عمليات بيمهاي رشتههاي مذكور به پيشنهاد بيمه مركزي ايران پس از تاييد شوراي عالي بيمه به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد. وضع هرگونه عوارض ديگر بر بيمه موضوع اين قانون ممنوع ميباشد. ماده۲۸ـ بيمه مركزي ايران موظف است بر حُسن اجرا اين قانون نظارت نمايد و در صورت عدم اجراء مفاد آن از سوي هر يك از شركتهاي بيمه، حسب مورد متخلف را به پرداخت جريمه نقدي حداكثر تا مبلغ ده برابر حداقل تعهدات بدني موضوع ماده (۴) اين قانون ملزم نموده و يا با تاييد شوراي عالي بيمه پروانه فعاليت شركت مذكور را در يك يا چند رشته بيمه براي مدت حداكثر يك سال تعليق نمايد و يا با تاييد شوراي عالي بيمه و تصويب مجمع عمومي بيمه مركزي ايران پروانه فعاليت آن شركت را در يك يا چند رشته بيمه به طور دائم لغو كند. جريمه موضوع اين ماده به حساب صندوق تامين خسارتهاي بدني واريز خواهدشد. تبصره ـ در كليه موارد بيمه مركزي ايران نظر مشورتي و تخصصي اتحاديه (سنديكاي) بيمهگران ايران را قبل از صدور حكم اخذ خواهدنمود. چنانچه اتحاديه (سنديكا) ظرف مدت پانزده روز از تاريخ دريافت نامه بيمه مركزي ايران كتباً نظر خود را اعلام نكند بيمه مركزي ايران راساً اقدام خواهدنمود. ماده۲۹ـ آئيننامههاي اجرائي اين قانون ظرف سه ماه توسط بيمه مركزي ايران تهيه و به پيشنهاد وزير امور اقتصادي و دارايي به تصويب هيات وزيران خواهدرسيد. تا زماني كه آئيننامههاي جديد به تصويب نرسيده باشد آئيننامههاي قبلي كه مغاير با مفاد اين قانون نباشد لازمالاجراء است. ماده۳۰ـ قانون بيمه مسووليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث (مصوب۱۳۴۷) و كليه قوانين و مقررات مغاير با اين قانون لغو ميگردد. هرگونه نسخ يا اصلاح مواد اين قانون بايد صريحاً در قوانين بعدي قيد شود. قانون فوق مشتمل بر سي ماده و بيست و پنج تبصره در جلسه مورخ شانزدهم تيرماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي طبق اصل هشتاد و پنجم(۸۵) قانوناساسي جمهورياسلاميايران تصويب گرديد و پس از موافقت مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال، در تاريخ ۱۶/۵/۱۳۸۷ به تاييد شوراي نگهبان رسيد. * قانون شوراهاي حل اختلاف ![]() مبحث اول: مقررات عمومي ماده ۱ـ به منظور حل اختلاف و صلح و سازش بين اشخاص حقيقي و حقوقي غيردولتي شوراهاي حل اختلاف كه در اين قانون به اختصار شورا ناميده ميشود، تحت نظارت قوه قضائيه و با شرايط مقرر در اين قانون تشكيل ميگردد. تبصره ـ تعيين محدوده فعاليت جغرافيايي شورا در هر حوزه قضائي به عهده رئيس همان حوزه قضائي ميباشد. ماده۲ـ رئيس كل دادگستري استان ميتواند براي رسيدگي به امور خاص به ترتيب مقرر در اين قانون شوراهاي تخصصي تشكيل دهد. مبحث دوم: تركيب اعضاء و چگونگي انتخاب ماده۳ـ هر شورا داراي سه نفر عضو اصلي و دو نفر عضو عليالبدل است و ميتواند براي انجام وظايف خود داراي يك دفتر باشد كه مسوول آن توسط رئيس شورا پيشنهاد و ابلاغ آن از سوي رئيس كل دادگستري استان يا معاون ذيربط وي صادر ميشود. ماده۴ـ در هر حوزه قضائي يك يا چند نفر قاضي دادگستري كه قاضي شورا ناميده ميشوند مطابق مقررات اين قانون انجام وظيفه مينمايند. قاضي شورا ميتواند همزمان عهدهدار امور چند شورا باشد. ماده۵ ـ قاضي شورا با ابلاغ رئيس قوهقضائيه از ميان قضات شاغل منصوب خواهدشد و احكام انتصاب ساير اعضاء شورا پس از احراز شرايط توسط رئيس قوه قضائيه و يا شخصي كه توسط ايشان تعيين ميگردد، صادر ميشود. مبحث سوم: شرايط عضويت ماده۶ ـ اعضاء شورا بايد متدين به دين مبين اسلام بوده و داراي شرايط زير باشند: الف ـ تابعيت جمهوري اسلامي ايران. ب ـ اعتقاد و التزام عملي به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و ولايت مطلقه فقيه. ج ـ حسن شهرت به امانت و ديانت و صحت عمل. د ـ عدم اعتياد به مواد مخدر يا روانگردان يا سكرآور. هـ ـ دارا بودن حداقل ۳۵ سال تمام. و ـ دارا بودن كارت پايان خدمت وظيفه عمومي يا معافيت از خدمت. ز ـ دارا بودن مدرك كارشناسي جهت اعضاء شوراهاي حل اختلاف شهر. ح ـ متاهل بودن. ط ـ سابقه سكونت در محلشورا حداقل به مدت ششماه و تداوم سكونت پساز عضويت. ي ـ نداشتن سابقه محكوميت موثر كيفري و عدم محروميت از حقوق اجتماعي. تبصره۱ـ براي عضويت در شورا دارندگان مدرك دانشگاهي يا حوزوي در رشتههاي حقوق قضائي يا الهيات با گرايش فقه و مباني حقوق اسلامي در اولويت هستند. تبصره ۲ـ براي عضويت در شوراهاي مستقر در روستا، داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن الزامي است. تبصره۳ـ رئيس قوه قضائيه ميتواند براي صلح و سازش در دعاوي احوال شخصيه اقليتهاي ديني موضوع اصل سيزدهم (۱۳) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران شوراي حل اختلاف خاص تشكيل دهد. اعضاء اين شورا بايد متدين به دين خود باشند. ماده۷ـ قضات (به استثناء قضات شورا)، كاركنان دادگستري، وكلاء و مشاوران حقوقي و پرسنل نيروي انتظامي و اطلاعاتي تا زماني كه در سمتهاي شغلي خود هستند حق عضويت در شورا را ندارند. مبحث چهارم: صلاحيت شورا ماده۸ ـ در موارد زير شورا با تراضي طرفين براي صلح و سازش اقدام مينمايد: الف ـ كليه امور مدني و حقوقي. ب ـ كليه جرائم قابل گذشت. ج ـ جنبه خصوصي جرائم غيرقابل گذشت. تبصره ـ در صورتي كه رسيدگي شورا با درخواست يكي از طرفين صورت پذيرد و طرف ديگر تا پايان جلسه اول عدم تمايل خود را براي رسيدگي در شورا اعلام نمايد شورا درخواست را بايگاني و طرفين را به مرجع صالح راهنمايي مينمايد. ماده۹ـ شورا در موارد زير رسيدگي و مبادرت به صدور راي مينمايد: الف ـ در جرائم بازدارنده و اقدامات تاميني و تربيتي و امور خلافي از قبيل تخلفات راهنمايي و رانندگي كه مجازات نقدي قانوني آن حداكثر و مجموعاً تا سي ميليون (۳۰.۰۰۰.۰۰۰) ريال و يا سه ماه حبس باشد. ب ـ تامين دليل تبصره ـ شورا مجاز به صدور حكم حبس نميباشد. ماده۱۰ـ دعاوي زير قابليت طرح در شورا را حتي با توافق طرفين ندارد. الف ـ اختلاف در اصل نكاح، اصل طلاق، فسخ نكاح، رجوع، نسب. ب ـ اختلاف در اصل وقفيت، وصيت، توليت. ج ـ دعاوي راجعبه حجر و ورشكستگي. د ـ دعاوي راجعبه اموال عمومي و دولتي. هـ ـ اموري كه به موجب قوانين ديگر در صلاحيت مراجع اختصاصي يا مراجع قضائي غير دادگستري ميباشد. ماده۱۱ ـ قاضي شورا در موارد زير با مشورت اعضاء شوراي حل اختلاف رسيدگي و مبادرت به صدور راي مينمايد. ۱ـ دعاوي مالي در روستا تا بيست ميليون (۲۰.۰۰۰.۰۰۰) ريال و در شهر تا پنجاه ميليون (۵۰.۰۰۰.۰۰۰) ريال. ۲ـ كليه دعاوي مربوط به تخليه عين مستاجره به جز دعوي مربوط به سرقفلي و حق كسب و پيشه. ۳ـ صدور گواهي حصر وراثت، تحرير تركه، مهر و موم تركه و رفع آن. ۴ـ ادعاي اعسار از پرداخت محكومبه در صورتي كه شورا نسبت به اصل دعوي رسيدگي كرده باشد. ماده۱۲ـ در كليه اختلافات و دعاويخانوادگي و ساير دعاوي مدني دادگاه رسيدگيكننده ميتواند با توجه به كيفيت دعوي يا اختلاف و امكان حل و فصل آن از طريق صلح و سازش فقط يك بار براي مدت حداكثر تا دو ماه موضوع را به شوراي حل اختلاف ارجاع نمايد. ماده۱۳ـ شورا مكلف است در اجراء ماده فوق براي حل و فصل دعوي يا اختلاف و ايجاد صلح و سازش تلاش كند و نتيجه را اعم از حصول يا عدم حصول سازش در مهلت تعيين شده به مرجع قضائي ارجاعكننده براي تنظيم گزارش اصلاحي يا ادامه رسيدگي مستنداً اعلام نمايد. ماده۱۴ـ شورا بايد اقدامات لازم را براي حفظ اموال صغير، مجنون، شخص غيررشيد كه فاقد ولي يا قيم باشد و همچنين غايب مفقودالاثر، ماترك متوفاي بلاوارث و اموال مجهول المالك به عمل آورد و بلافاصله مراتب را به مراجع صالح اعلام كند. شورا حق دخل و تصرف در هيچ يك از اموال مذكور را ندارد. ماده۱۵ـ در صورت اختلاف در صلاحيت محلي شوراها به ترتيب زير اقدام ميشود: الف ـ در مورد شوراهاي واقع در يك حوزه قضائي، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي همان حوزه است. ب ـ در مورد شوراهاي واقع در حوزههاي قضائي يك شهرستان يا استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي حوزه قضائي شهرستان مركز استان است. ج ـ در مورد شوراهاي واقع در دو استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي شهرستان مركز استاني است كه ابتدائاً به صلاحيت شوراي واقع در آن استان اظهارنظر شدهاست. ماده۱۶ـ در صورت بروز اختلاف در صلاحيت شورا با ساير مراجع قضائي غيردادگستري در يك حوزه قضائي، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي حوزه قضائي مربوط است و در حوزههاي قضائي مختلف يك استان، شعبه حل اختلاف با اول دادگاه عمومي شهرستان مركز همان استان است. در صورت تحقق اختلاف شورا با مراجع قضائي واقع در حوزه دو استان، به ترتيب مقرر در بند « ج» ماده (۱۵) اين قانون عمل خواهدشد. ماده۱۷ـ در صورت بروز اختلاف در صلاحيت بين شورا و مرجع قضائي، نظر مرجع قضائي لازمالاتباع است. مبحث پنجم ـ ترتيب رسيدگي در شورا ماده۱۸ـ رسيدگي شورا با درخواست كتبي يا شفاهي به عمل ميآيد. درخواست شفاهي در صورتمجلس قيد و به امضاء خواهان يا متقاضي ميرسد. ماده۱۹ـ درخواست رسيدگي متضمن موارد زير است: ۱ـ نام و نام خانوادگي، مشخصات و نشاني طرفيت دعوا. ۲ـ موضوع خواسته يا درخواست يا اتهام. ۳ـ دلايل و مستندات درخواست. ماده۲۰ـ رسيدگي قاضي شورا از حيث اصول و قواعد تابع مقررات قانون آئيندادرسي مدني و كيفري است. تبصره۱ـ اصول و قواعد حاكم بر رسيدگي شامل مقررات ناظر به صلاحيت، حق دفاع، حضور در دادرسي، رسيدگي به دلايل و مانند آن است. تبصره۲ـ مقررات ناظر به وكالت، صدور راي، واخواهي، تجديدنظر و هزينهدادرسي، از حكم مقرر در ماده فوق مستثني و تابع اين قانون است. ماده۲۱ـ رسيدگي شورا تابع تشريفات آئين دادرسي مدني نيست. تبصره۱ـ منظور از تشريفات، رسيدگي در اين ماده مقررات ناظر به شرايط شكلي دادخواست، نحوه ابلاغ، تعيين اوقات رسيدگي، جلسه دادرسي و مانند آن است. تبصره۲ـ چنانچه خوانده با دعوت شورا در جلسه رسيدگي حاضر نشود و يا لايحهاي ارسال نكند و اين دعوت مطابق مقررات آئين دادرسي مدني راجع به ابلاغ نباشد، شورا مكلف است او را با ارسال اخطاريه دعوت كند. ماده۲۲ـ در مواردي كه دعوي طاري يا مرتبط با دعوي اصلي از صلاحيت ذاتي شورا خارج باشد رسيدگي به هر دو دعوي در مرجع قضائي صالح به عمل ميآيد. ماده۲۳ـ شورا علاوه بر رسيدگي به دلايل طرفين ميتواند تحقيق محلي، معاينه محل، تامين دليل را نيز با ارجاع رئيس شورا توسط يكي از اعضاء به عمل آورد. ماده۲۴ـ رسيدگي شورا در امور مدني مستلزم پرداخت سيهزار (۰۰۰/۳۰) ريال و در امور كيفري پنج هزار (۵۰۰۰) ريال به عنوان هزينه دادرسي است. درآمد حاصل از هزينه دادرسي و موارد ديگر به خزانه واريز و صددرصد (۱۰۰%) آن طبق بودجه سالانه به شوراهاي حل اختلاف اختصاص مييابد تا در جهت تامين هزينههاي شورا صرف شود. مبحث ششم ـ اتخاذ تصميم و صدور راي ماده۲۵ـ در صورت حصول سازش ميان طرفين، چنانچه موضوع در صلاحيت شورا باشد گزارش اصلاحي صادر و پس از تاييد قاضي شورا به طرفين ابلاغ ميشود، در غير اين صورت موضوع سازش و شرايط آن به ترتيبي كه واقع شده است در صورتمجلس منعكس و مراتب به مرجع قضائي صالح اعلام ميشود. ماده۲۶ـ در صورت عدم حصول سازش، چنانچه موضوع مطابق ماده (۱۲) در صلاحيت شورا باشد قاضي شورا پس از مشورت با اعضاء شورا و اخذ نظريه كتبي آنها راي مقتضي صادر ميكند و در اين صورت تنها نظر قاضي ملاك اخذ تصميم و صدور راي است. نظر اعضاء شورا و مستندات بايد ثبت و در پرونده منعكس شود. ماده۲۷ـ طرفين ميتوانند شخصاً در شورا حضور يافته يا از وكيل استفاده نمايند. ماده۲۸ـ راي صادره از سوي قاضي شورا حضوري است مگر اين كه محكوم عليه يا وكيل او در هيچ يك از جلسات رسيدگي با عذر موجه حاضر نشده و به طور كتبي نيز دفاع ننموده باشد و يا اخطاريه ابلاغ واقعي نشدهباشد. ماده۲۹ـ محكوم عليه غايب حق دارد به راي غيابي ظرف مهلت بيست روز از تاريخ ابلاغ واقعي، اعتراض نمايد اين اعتراض واخواهي ناميده ميشود و قابل رسيدگي است. ماده۳۰ـ گزارش اصلاحي شورا قابل اعتراض نميباشد و قطعي است. ماده۳۱ـ كليه آراء صادره موضوع مواد (۹) و (۱۱) اين قانون ظرف مدت بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديدنظر خواهي ميباشد. مرجع تجديدنظر از آراء شورا، قاضي شورا و مرجع تجديدنظر از آراء قاضي شورا دادگاه عمومي همان حوزه قضائي ميباشد. چنانچه مرجع تجديدنظر آراء صادره را نقض نمايد راساً مبادرت به صدور راي مينمايد. ماده۳۲ـ هرگاه در تنظيم يا نوشتن راي سهو قلم رخ بدهد مانند از قلم افتادن كلمهاي يا اضافه شـدن آن و يا اشتباه در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتي كه نسبـت به آراء مذكور اعتراض نشدهاست، قاضي شورا با درخواست ذينفع راي را تصحيح ميكند و راي تصحيح شده به طرفين ابلاغ خواهدشد. تسليم رونوشت راي اصلي بدون راي تصحيح شده ممنوع است. ماده۳۳ـ اجراء آراء قطعي در امور مدني به درخواست ذينفع و با دستور قاضي شورا پس از صدور برگه اجرائيه مطابق مقررات مربوط به اجراء احكام دادگاهها توسط واحد اجراء احكام دادگستري محل به عمل ميآيد. ماده۳۴ـ چنانچه محكوم عليه، محكوم به را پرداخت نكند و اموالي از وي به دست نيايد با تقاضاي ذينفع و دستور قاضي مراتب جهت اعمال قانون نحوه اجراء محكوميتهاي مالي به اجراء احكام دادگستري اعلام ميشود. مبحث هفتم ـ ساير مقررات ماده۳۵ـ عضويت در شورا افتخاري است. ليكن قوه قضائيه به تناسب فعاليت و ميزان همكاري قضات، اعضاء و كاركنان شورا پاداش مناسب پرداخت ميكند. ماده۳۶ـ در صورت فوت يا استعفاء يا عزل اعضاء شورا عضو عليالبدل با دعوت رئيس حوزه قضائي جايگزين عضو مذكور ميشود. ماده۳۷ـ در غياب عضو شورا با دعوت رئيس شورا عضو عليالبدل عهدهدار وظيفه وي خواهدشد. ماده۳۸ـ چنانچه اعضاء شورا در انجام وظايفقانوني خود مرتكب تخلف شوند و يا حضور و مشاركت مناسب در جلسات شورا نداشته باشند يا شرايطعضويت در شورا را از دست بدهند رئيس حوزهقضائي مراتب را مستنداً جهت رسيدگي بههيات تخلفات اعضاء شورا اعلام ميكند. ماده۳۹ـ هيات رسيدگيكننده به تخلفات مركب از نمايندهاي از سوي دادسراي انتظامي قضات، رئيس شوراي حل اختلاف استان و مسوول حفاظت و اطلاعات دادگستري استان خواهدبود. ماده۴۰ـ اعضاء هيات رسيدگي كننده با ابلاغ رئيس قوهقضائيه براي مدت سه سال منصوب ميشوند و انتخاب مجدد آنان بلامانع است. ماده۴۱ـ چنانچه هيات رسيدگيكننده پس از دعوت از عضو شورا و شنيدن اظهارات و دفاعيات وي فقدان يكي از شرايط عضويت يا غيبت غيرمجاز او را احراز نمايد حكم به عزل وي صادر ميكند، اين حكم قطعي است. ماده۴۲ـ چنانچه قاضي شورا در انجام وظايف قانوني مربوط به شورا، مرتكب تخلف شود مراتب توسط رئيس حوزهقضائي يا هيات موضوع ماده(۴۰) اين قانون به دادسرايانتظامي قضات اعلام ميشود تا مطابق مقررات مربوط به تخلفات و جرائم قضات رسيدگي شود. ماده۴۳ـ چنانچه اعضاء شورا در مقابل دريافت وجه يا سند پرداخت وجه يا مال يا ارائه خدمت به نفع يكي از طرفين اظهارنظر كنند، به مجازات بزه موضوع ماده (۵۸۸) قانون مجازات اسلامي مصوب ۲/۳/۱۳۷۵ محكوم خواهندشد. ماده۴۴ـ چنانچه اعضاء شورا در آزمون استخدام قضات، وكالت دادگستري، مشاور حقوقي يا كارشناس رسمي دادگستري پذيرفته شوند و حداقل سه سال سابقه همكاري با شورا داشته باشند و حسن سابقه آنان به تاييد رئيس كل شوراهاي حل اختلاف استان برسد مدت كارآموزي آنان به نصف، تقليل خواهديافت. ماده۴۵ـ پروندههايي كه تا زمان اجراء اين قانون منتهي به اتخاذ تصميم نشده باشد، با رعايت مقررات اين قانون در شوراهاي حل اختلاف رسيدگي و نسبت به آنها اتخاذ تصميم خواهدشد. ماده۴۶ـ چنانچه به اعضاء شورا در مقام انجام وظيفه و يا به مناسبت آن توهين شود، مرتكب به مجازات بزه موضوع ماده(۶۰۹) قانون مجازات اسلامي مصوب ۲/۳/۱۳۷۵ محكوم خواهدشد. ماده۴۷ـ در مواردي كه شورا به عنوان داور مورد توافق طرفين به دعاوي و اختلافات رسيدگي ميكند رعايت مقررات مربوط به داوري مطابق قانون آئين دادرسي مدني دادگاه عمومي و انقلاب الزامي است. ماده۴۸ـ جهت تقويت و توسعه شوراها، وزارتخانهها و سازمانها و نهادهاي دولتي و عمومي و قضائي ملزم به همكاري با اين نهاد، به ويژه تامين و تخصيص نيروي اداري و قضائي لازم از طريق مامور به خدمت شدن كاركنان دولت در شوراها هستند. ماده۴۹ـ دولت هرساله بودجه موردنياز شوراها را براساس بودجه پيشنهادي قوهقضائيه در قالب رديف مستقل پيشبيني ميكند، تامين امكانات اداري و تجهيزات و مكان و امور مالي و پشتيباني شوراهاي حل اختلاف به عهده قوهقضائيه است. ماده۵۰ ـ آئيننامه اجرائي اين قانون ظرف مدت سه ماه از تاريخ تصويب توسط وزير دادگستري تهيه و به تصويب رئيس قوه قضائيه ميرسد. ماده۵۱ ـ كليه قوانين و مقررات مغاير با اين قانون ملغيالاثر اعلام ميگردد. قانون فوق مشتمل بر پنجاه و يك ماده و ده تبصره در جلسه مورخ هجدهم تير ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت كميسيون قضائي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي طبق اصل هشتاد و پنجم (۸۵) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تصويب گرديد و پس از موافقت مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال، در تاريخ ۱۶/۵/۱۳۸۷ به تاييد شوراي نگهبان رسيد. WWW.FARSBAR.IR: منبع |
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 17:39 توسط علی حمزه پور
|


در زندگی همه چیز عادلانه نیست ، بهتر است با این واقعیت کنار بیاییم .